خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





نادر شاه:من سگ امیرالمومنین هستم.

    نادرشاه وزيري شيعه به نام «ميرزا مهدي» داشت. زمان که نادر هند را فتح کرد، ميرزا مهدي از او اجازه خواست که از هند براي زيارت عتبات مقدسه به عراق مشرف گردد. نادرشاه او را به مسخره گرفت که، شما شيعيان مرده پرست هستيد! شخصي را که صدها سال قبل از دنيا رفته است، بر سر قبرش مي‏رويد و به وي سلام مي‏کنيد...!
    ميرزا مهدي وزير گفت: اينها اگر چه در ظاهر مرده‏اند، ولي کارهايي مي‏کنند که از عهده‏ي زنده‏ها برنمي‏آيد و مردم آن را کرامت و معجزه مي‏نامند. از جمله کرامات مولا اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام اين است که سگ چون حيواني نجس است به قبر مطهر ايشان نزديک نمي‏شود و از آن عجيبتر، (شراب) است که چون به آنجا مي‏برند فاسد مي‏گردد و اثر خمريت و مستي از آن زايل مي‏شود!
    نادرشاه پس از شنيدن اين مطلب گفت: اگر چنين است که تو مي‏گويي، من هم با تو مي‏آيم تا از نزديک اين کرامت و معجزه را مشاهده نمايم! چند بعد نادر به طرف عراق حرکت کرد. چون به محدوده‏ي حرم مطهر مولا اميرالمؤمنين عليه‏السلام رسيد، شرابي را که از قبل در ظرفي مخصوص گذاشته، و در آن را مهر کرده بودند، تا کسي نتواند در آن تصرف کند، طلب کرد. زماني که آن را آوردند ديد بوي تندي همچون بوي سرکه از آن متصاعد مي‏شود و چون آن را چشيد، ديد سرکه شده است!
    سپس يک سگ طلب کرد. سگ را آوردند، ولي هر چه سعي و تلاش کردند تا آن حيوان را وارد محوطه و محدوده‏ي حرم مطهر کنند، نتوانستند. حيوان، دستهاي خود را به زمين فشار مي‏داد و هرچه، ريسمان وي را مي‏کشيدند فايده‏اي نداشت، تا اينکه ريسمان پاره شد و حيوان آزاد شد و به عقب برگشت.
    نادرشاه، که اين صحنه را ديد، در مقابل عظمت اميرالمؤمنين حضرت علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام سر تعظيم فرود آورد و گفت: حال که چنين است، مي‏خواهم به جاي اين حيوان، زنجيري به گردن خود من بيفکنيد و به کنار قبر مطهر مولا اميرالمؤمنين حضرت علي عليه‏السلام ببريد.
    زنجيري از طلا تهيه شد. ولي کسي جرأت نمي‏کرد آن زنجير را به گردن نادرشاه بيندازد و او را به سوي حرم ببرد، زيرا فکر مي‏کردند او اکنون احساساتي شده و چنين مي‏گويد. ولي بعد که به خود مي‏آيد و حالش آرام و طبيعي گردد، آن شخص را مجازات مي‏کند!
    در اين هنگام، ناگهان شخصي ناشناس، ولي بسيار با هيبت، نزديک شد و زنجير طلا را به گردن نادر انداخت و او را به طرف قبر اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام کشانيد. وقتي نادرشاه به کنار قبر مطهر رسيد، تاجي را که از پادشاه هند گرفته و بسيار قيمتي بود، روي قبر مطهر نهاد و عرض کرد: شاه تويي و من يکي از بندگان تو هستم، بلکه من سگ در خانه‏ي تو مي‏باشم.
    سپس در نجف اشرف ماند و دستور داد تا گنبد حضرت را که کاشي بود طلا کردند.


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مطهر ,نادرشاه ,اميرالمؤمنين ,عليه‏السلام ,حضرت ,گردن ,مولا اميرالمؤمنين ,اميرالمؤمنين حضرت ,مطهر مولا ,ميرزا مهدي ,
    نادر شاه:من سگ امیرالمومنین هستم.

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر